يحيى دولت آبادى
368
حيات يحيى ( فارسى )
در حكم جهاد در ركاب امام زمان ارواحنا فداه و سر موئى همراهى با مخالفين و اطاعت حكمشان در تعرض بمجلسخواهان بمنزلهء اطاعت يزيد بن معاويه و با مسلمانى منافى است محل امضاء و مهر سه رئيس محترم روحانى . و هم باصفهان و شيراز خطاب بايل بختيارى و ايل قشقائى به همين مضمون تلگراف ميكنند و بطهران خطاب بانجمنهاى ملى در قلعوقمع هركس مخالف مشروطيت باشد شرحى مينويسند اين احكام هم بعد از وقوع ميرسد و بطور خفا بدست مشروطه خواهان ميافتد . و نيز بعد از رسيدن خبر مشروطيت عثمانى بنجف اشرف كه ضرورة برؤساى روحانى ايران آزادى كامل داده مىشود كه هرچند بخواهند بحكمران مستبد ايران در موضوع برهمزدن اساس آزادى ملت تعرض كنند محذورى نداشته باشد بلكه موجب خشنودى كاركنان حكومت آزاديخواه عثمانى باشد تلگراف ذيل را بطهران مخابره ميكنند . بتوسط جناب رئيس الوزراء حضور اقدس ملوكانه من اللّه على الرعيته برأفته بدبختى و سوء حظ همين است كه دولت عليه عثمانيه با آندرجه نفوذ و اقتدار و عدم قدرت احدى كائنا ما كان تخلف از اوامر شاهانه را چون دانستند كه امروز حفظ بيضه اسلام و قدرت و قوت دين مبين و دولت متوقف بر مشروطيت است اعلان مشروطيت فرموده اسلام و مسلمين را سربلند و نتايج آن عما قريب انشاء اللّه تعالى مشهود خواهد بود ليكن سوء حظ ايرانيان بخت برگشته چنين نتيجه داد با آنكه شاهنشاه مبرور ماضى رضوان اللّه عليه اين اساس مقدس را استوار فرموده بوده همين كه نوبت تاجدارى بذات اقدس رسيد احاطه خائنين خودخواه و دشمنان دين و دولت باريكه سلطنت يوما فيوما جز القاى فساد و اغتشاش بلاد و تحريك مفسدين و اتلاف نفوس و اعراض و اموال مسلمين و مكرر نقض عهود نگرديد و آنچه داعيان را باقتضاى وظيفه و تكليفيكه در حفظ دين و دولت و ملت كه در عهده داريم دولتخواهانه استحكام رشته اتحاد و عدم قطع روابط استدعا نموديم قولا كمال مساعدت اظهار و عملا بر ضد حقيقت رفتار و بالاخره بباز شدن